شيخ ذبيح الله محلاتى
30
رياحين الشريعة در ترجمه دانشمندان بانوان شيعه ( فارسي )
اهابك اجلالا و ان كنت في الثرى * مخافة يوم ان يسؤك لسانى يعنى اى دو جوان اگر سؤال شما اينست كه من براى چه مىنالم همانا ناله و افغان من براى اين كسى است كه زير خاك خوابيده است و اما اينكه خود را زينت كردم براى اينكه حيا مىكنم از او در حالتى كه زير خاك است مثل حياء من از او در ايام حيوة او هنگامى كه به روى من نظر مىكرد و اكنون بين خود و او خاك را مانع نمىدانم و مهابت و جلالت او را در نظر ممثل دارم اگرچه او در زير خاك است ولى خوف دارم كه روزى شايد نسبت به او اسائه ادبى كرده باشم سپس صدا را بناله و شيون بلند كرد و ابيات ذيل را بسرود يا صاحب القبر يا من كان ينعم بى * حظا و يكثر فى الدنيا مواساتى فزرت قبرك فى حى و فى حلل * كانتى كنت من اهل المصيبات اردت آتيك فيما كنت اعرفه * ان قد تسر به من بعض هينات يعنى اى صاحب قبر و اى كسى كه انواع نعمتها و حظها و لطفها را هرگز از من دريغ نداشتى و چندانكه توانستى از مواسات با من دست باز نداشتى اكنون با جماعت عشيره و با زينت تمام به زيارت تو آمدم گويا از اهل مصيبات بودم و اينك از عزا بيرون آمدم دوست داشتم كه به خدمت تو شرفياب بشوم در حالت و لباسى كه مىدانستم تو آن حالت و لباس را اگر ببينى به آن مسرور مىشوى ) پادشاه خاتون دختر قطب الدّين كه ششمين حكمران از ملوك قراختائيان كه در كرمان حكومت كردند از سال ششصد سى و هشت پادشاه خاتون در كرمان حكومت كرد بالاخره مقتول گرديد اين دو بيت ذيل از نتايج افكار اوست درون پرده عصمت كه تكيهگاه من است * مسافران هوا را گذر بدشوارى است هميشه باد سرزن به زير مقنعهاى * كه تاروپود وى از عصمت نكوكارى است ( تذكرة الخواتين )